بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

مقدمه 28

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

و اگر بهائى باشد بثمن هر جوهر ثمين كه ممكن بود حصياتيكه در مجارى انهار بيانش يابند ارزان و رايگان نمايد » . تنبيه اول - مخفى نماناد كه اين كتاب هم از لحاظ ادبى يعنى براى مقايسه بين طرق مختلفهء انشاء نثر فارسى در اعصار مختلفه و تحصيل ملكهء كتابت از ممارست اساليب متنوعهء مذكوره ، و هم از لحاظ تاريخى بواسطهء اشتمال آن بر اشارات كثيره ببسيارى از وقايع تاريخى اواخر دورهء خوارزمشاهيه و معاصرين ايشان از غوريه و اتابكان آذربايجان و غيرهم فوق‌العاده مهم است ولى نسخ آن بدبختانه در نهايت ندرت است ، و تا آنجا كه نويسندهء اين سطور اطلاع دارد فقط سه نسخه از اين كتاب موجود است دو در ليدن از بلاد هلاند كه يكى از آن دو نيز بسيار مختصر و ناقص است ، و يكى در پاريس . لهذا بملاحظات مذكوره راقم سطور مناسب چنان ديد كه عكس هردو نسخهء كاملهء اين كتاب را ( يعنى هم عكس نسخهء ليدن را و هم عكس نسخهء پاريس را كه همين نسخهء حاضره باشد ) بردارد ، تا اگر كسى بعدها در ايران به خيال طبع اين كتاب افتد هردو نسخهء كامله موجوده براى تصحيح آن حاضر باشد ، بخصوص كه هردو نسخه در نهايت قدم و قريب العهد به زمان خود مؤلف است . نسخهء ليدن در سنهء 668 كتابت شده است ، و نسخهء پاريس در سنهء 684 ، و به حمد اللّه اينك عكس هردو نسخهء مزبوره حاضر و آماده و تمام است . تنبيه دوم - نسخهء حاضره ( نسخهء پاريس ) علاوه بر التوسل الى الترسل از ورق 128 ببعد مشتمل است بر مجموعهء از منشآت دورهء سلاجقهء روم و نيز بر بعضى مكاتيب كه ما بين سلطان جلال الدين منكبرنى آخرين خوارزمشاهيان و سلطان علاء الدين كيقباد از سلاجقهء روم مبادله شده است « 1 » ، و اين مكاتيب اخير قطعا و بدون هيچ شكى از انشاء

--> ( 1 ) ملحقات كتاب از اينقرار است : ( 1 ) مجموعهء منشآت بدر الدين رومى موسوم به الترسل الى التوسل عكس التوسل الى الترسل از ورق 128 تا ورق 174 ( 2 ) دو نامه و يك قصيده از صاحب شمس الدين اصفهانى تا ورق 178 ( 3 ) متفرقات تا ورق 181 ( 4 ) نامهء ركن الدين قلج ارسلان ببرادرش غز الدين كيكاوس تا ورق 182 ( 5 ) منشور كمال الدين كاميار تا ورق 184 ( 6 ) دو نامه از سلطان جلال الدين بعلاء الدين كيقباد تا ورق 186 ( 7 ) جواب علاء الدين كيقباد بسلطان جلال الدين تا ورق 187 ( 8 ) متفرقات تا ورق 188 ( 9 ) رساله در عشق تا ورق 189 كه آخرين ورق كتاب است و اين رساله ناتمام است . ( احمد بهمنيار )